بعد از سال‌ها همراهی با مایکروسافت (از حدود سال ۱۳۷۳ زمانی که DOS 5 تازه منتشر شده بود) تصمیم گرفتم به عنوان یک برنامه‌نویس اوبونتو را هم تست و بررسی و شاید مورد استفاده قرار دهم. نه این خیلی دنبال مباحث فلسفه آزادی نرم‌افزار و این طور چیزها باشم، بیشتر به این خاطر که ویندوز رایگان نیست. استفاده از نسخه‌های غیر قانونی هم مشکل اخلاقی دارد و هم مشکل امنیتی. به عنوان یک برنامه‌نویس و به عنوان یک علاقمند به کارآفرینی و startup حس می‌کنم دنیای کد باز و لینوکس سازگاری بیشتری با کارآفرینی دارند تا مایکروسافت و ویندوز.

چند وقت پیش جشن انتشار اوبونتو  ۱۴٫۰۴ برگزار شده بود و کم بیش در جریان اخبار آن بودم، خیلی وقت پیش حدود ۱۳۸۳ از یکی از دوستان دوران سربازی به نام امین کریمی یک سی دی اوبونتو دریافت کرده بودم، امیر کریمی یکی دیگه از دوستان خوبم در طول یک سال گذشته از ویندوز به اوبونتو مهاجرت کرده است. کم و بیش هم اوبونتو را از نزدیک دیده‌ام. همه اینها انگیزه‌ای شده بود برای این که من هم به سراغ اوبونتو بروم.

آخر هفته قبل پس از تهیه backup کامل از فایل‌هایم شروع به نصب اوبونتو کردم. نصب اوبونتو بی‌دردسر بود. همه driverها به طور خودکار نصب شدند. البته من از قبل هم چندان نا آشنا با محیط اوبونتو نبودم. سالهاست که از فایرفاکس استفاده می‌کنم. قبلاً مدت قابل توجهی از LibreOffice به جای MS Office استفاده کرده بودم، سورس کنترل همیشگی‌ام git بود است. و در همان ویندوز هم خیلی از کارهایم را از طریق خط فرمان انجام داده‌ام.

در طول یک هفته همه کارهای روزمره‌ام بدون دردسر عمده ای با اوبونتو انجام دادم. فقط برای اجرای ویژوال استودیو به ویندوز رفتم. همه فایل‌های مشترکم را در یک پارتیشن NTFS گذاشتم بدون آن که آنها را به پارتیشن اوبونتو منتقل کنم یا فرمت آنها را عوض کنم. همه فایل‌های اکسل و وردم را با استفاده از LibreOffice باز کردم و تغییر دادم. هیچ مشکلی به وجود نیامد. از ویندوز ۸٫۱ و آفیس هم می‌توانستم مجدداً با آنها کار کنم. ThunderBird هم به جای Outlook به خوبی کار می‌کرد. تا این لحظه به غیر از موضوع نصب روبی و ریلز که در ادامه اشاره خواهم کرد به جز مشکل نصب Tor یا هر پراکسی دیگری، همه کارهای مورد نیازم را انجام دادم. البته مشکل آخر را هنوز هم نتوانستم حل کنم و این کمی نا امید کننده است.

یک هفته تجربه اوبونتو قطعاً در برابر بیست سال تجربه مایکروسافت بسیار ناچیز است. خیلی از مشکلاتی که با اوبونتو دارم مسلماً به خاطر همین موضوع است. اما در هر حال در نگاه اول اوبونتو در تجربه کاربری فاصله خیلی زیادی با مایکروسافت دارد. زیبایی و راحتی ویندوز قابل قیاس با یونیتی نیست. با این که قاعدتاً در اوبونتو حس تسلط آدم به سیستم خیلی بیشتر باید باشد اما به نظر می‌رسد ویندوز تسلط خیلی بیشتری به ارمغان می‌آورد.

یکی از مزایایی که برای لینوکس تصور می‌شود کاهش اثر منفی تحریم‌هاست. چون تکیه بر کد باز است و کد باز قاعدتاً باید برای هم باشد نه فقط یک عده خاص. متاسفانه در این موضوع تجربه خیلی خوبی وجود ندارد. مایکروسافت با همه بدگویی‌هایی که درباره‌اش می‌شود با این که پولی است خیلی به ندرت وب‌سایت، محصولات یا سرویس‌هایش را به روی ما ایرانی‌ها بسته است. اما گوگل نامهربان بارها و بارها این کار را کرده است. در اوبونتو هم حتی در همان هفته اول به دیوار بلند گوگل بر می‌خوریم. اگر یادتان باشد حتی سورس فورژ هم مدتی درها را به روی ما بست. آنقدر که در دنیای ویندوز با مایکروسافت طرف هستیم، در لینوکس کم و بیش با شرکت‌هایی مثل گوگل و سورس فورژ طرف هستیم که شمشیرها را از رو بسته‌اند و اجازه نمی‌دهند از IPهای ایرانی محصولات و خدماتی دریافت شود که برای همه مردم دنیا آزاد و رایگان است و حتی مالکیت خیلی از آنها مال خودشان نیست.

در نصب روبی و ریلز هم به خطایی مربوط به urlهای google برخورده بودم که در تلاش اول موفق نشده بودم.

2 دیدگاه در “یک هفته با اوبونتو

  1. بازتاب: Choosing a new development platform for a .Net developer | Afshar Mohebbi

  2. بازتاب: One year with Ubuntu | Afshar Mohebbi

نظرات بسته شده اند.